تبليغاتX
آموزگار
استفاده از مطالب با رعایت اصول استناد دهی به وبلاگ ها بلامانع است.

1-الگو های داده محور

طرفداران این الگو معتقدند واژ ه ها همان گونه که در فرهنگ لغات و در تداعی با سایر فکرها و واژه ها قابل تعیین هستند معانی خاصی دارند.برای یادگیری هر متن خوانده شده صرفا باید معانی واژه ها را مشخص ساخت و آن ها را در نظم مناسبی که جمله تعیین می کند قرار داد. براساس این دیدگاه ابتدایی درک خواندن اساسا رمز گشایی  و رشته کردن معانی است. نمونه ی مشهور الگو های داده محور الگوی(( گاف)) است.

الگوی گاف :چند تن از محققان از جمله گاف وسایل پیچیده ای را جهت ثبت حر کات چشم به کار گرفتند وبه این نتیجه رسیدندکه حرکات چشم شامل یک رشته توقف وشروع هاست. به عبارت دیگر چشم بر یک نقطه از متن متمرکز می شود و سپس به نقطه ی دیگر حرکت می کند(تثبیت)در زمان تثبت چشم خواننده محدود به چند حرف بوده ودر زمان جهش کور است وی معتقد بود خوانندگان موقع خواندن حرف به حرف  و واژه به واژه در خواندن جمله به پیش می روند.هر تثبیت 15 الی 20 حرف به انبار دیداری منتقل می کند وسپس فرآیند های تطبیق آغاز می گردد ودر زبان فارسی یک حرف به یک حرف از راست به چپ پیش می رود وی حدس زد تشخیص هر حرف 10 تا 20 هزارم ثانیه طول می کشد ، اطلاعات 25 صدم ثانیه در انبار دیداری می ماند ودر هر ثانیه سه بار تثبت صورت می گیرد و بر این اساس حدس زد که خواندن می توان با سرعتی معادل 300 واژه در دقیقه صورت گیرد.

2-الگو های مفهوم محور

طرفداران این الگو بر دانش قبلی تاکید دارند وبر این فرض استوار است که انتظارات خوانندگان از متن و دانش قبلی آنان درباره ی موضوع ،تعیین کننده ی فرآیند درک است. در این دیدگاه خوانندگان از نماد های مکتوب روی صفحه برای ساختن معنا استفاده می کنندنمونه ی مشهور از الگو های مفهوم محور الگوی ((گودمن)) است.

الگوی گودمن : این الگو بر مشاهده ی اشتباهات کودکان به هنگام خواندن شفاهی استوار است .وی در تحقیقات خود نشان دادفرآیند هایی بر خواندن حاکم است که باعث می شود خواننده ها محتوای متن های بعدی را پیش بینی کنند و همچنان که در خواندن به پیش می روند از متن به عنوان وسیله ای برای تایید و رد پیش بینی های خود استفاده می کنند گودمن معتقد بودهمزمان و به صورت تعاملی 4 دوره ی پردازش صورت می گیرد.الف:نوری (دریافت دروندادهای دیداری)ب: ادراکی(تشخیص حروف و واژه ها)ج:نحوی (تشخیص ساختار متن)د: معنایی (که در  این دوره برای درونداد معنا ساخته می شود.)همزمان با اینکه خواننده فرآیند خواندن را آغاز می کند معنایی برای متن ساخته می شود که نوعی پیش بینی است که بر اساس آن درباره ی داده های اینده داوری می شود.اگر پیش بینی تایید شود خواندن ادامه می یابد واطلاعات جدید نعنای ساخته شده را تقویت می کنند واگر نادرست باشد خواننده ممکن است سرعت خود را کاسته یا به عقب برگردد و مجددا بخواند یا در جست و جوی اطلاعات اضافی برای ساختن معنای درست برآید. دراین الگو اشتباه در خواندن امری معمول است وناشی از خوب خواندن است ونه ضعیف خواندن. ایشان معتقدندمعانی ساخته شده بر خواندن حاکمیت دارند وقتی کودکان اشتباهاتی مرتکب می شوند که در تضاد با معناست آن را تصحیح می کنند واگر تاثیر بر معنا نداشته باشد یا متوجه نمی شوند یا ادامه می دهند وبه ندرت اصلاح می کنند بنابراین اگر چه واژه در تلفظ اشتباه باشد ولی به دلیل لین که با معنای ساخته شده در ذهن کودک تطبیق دارد اشتباه به محسوب نمی شود.

3-الگوی تعاملی خواندن

در این الگو ها فرآیند های داده محور و مفهوم محور در تعامل هستند.مشهور ترین الگو های تعاملی ، الگوی ((جاست و کارپنتر است.

الگوی جاست و کارپنتر : این الگو مانند الگوی گاف ، مجموعه ای از فرآیندهای نسبتا خودکار بر اساس درونداد توصیف شده اند با این تفاوت که هر یک از فرآیندها با معنای ساخته شده و دانش عمومی خواننده در تعامل است. واز طرف دیگر همانند الگوی گودمن بر پیش بینی تاکید دارد ولی این پیش بینی به طور مداوم تحت تاثیر تصمیماتی است که بر اساس تعامل درونداد ودانش خواندن اتخاذ می گردد.

جاست و کارپینتر فرایند هایی را در سطح تطبیق الگو، حافظه ی کاری ودراز مدت پیشنهاد کرده اند این فرآیندها به صورت متوالی نبوده و در تعلمل هستند.درک خواندن از اولین تثبیت که محرک وارد انبار دیداری می شود آغاز می گردد(برخلاف گاف که مدعی تعداد ثابتی از حروف در انبار دیداری بود) .قتی درونداد به انبار دیداری رسید گام بعد استخراج مشخصات ظاهری واژه هاست که بیشتر بر داده ها استوار است.آن گاه معنا نسبت داده می شود اگر چه ممکن است معنا از قبل پیش بینی شود.زمینه ی واژه ها ما را به معنا هدایت می کند که بستگی به مشخصات ظاهر ی واژه ، خافظه ی داز مدت خواننده وحافظه ی خواننده در باره ی معانی ساخته شده برای متن دارد.خواننده تقریبا هر یک از وازه های متن را می خواند ودائما معنای ساخته شده  برای واژه ی جدید را با معانی ساخته شده  از قبل در حاقظه ی خود ترکیب کرده ویکپارچه می کند اگر جمله کامل شده باشد خواننده معنای جمله را در ساخت کلی معنا درون سازی می کند. مثال پیش بینی معنا بر اساس زمینه :((سارا سیب را خ مهرد )) یا  (( مردم با پلیس زد و خ مهرد کردند )) با این که واژه نا خوانا است ولی با توجه به زمینه معنا پیش بینی می شود.

 نوشته ی  فوق اقتباسی است از منبع زیر :

1-سنگری، محمدرضا،علیزاده،فاطمه صغری،آموزش خواندن به همراه راهبرد های نوین آموزشی وخلاصه ی آزمون پرلز، تهران:1385، انتشارات ابو عطا،ص 11 الی 15

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:27  توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران  | 

 





Powered by WebGozar