1-اختصاص زمان کافی به نوشتن :
نوشتن مستلزم تفکر،تعمیق،نوشتن وباز نوشتن است. اما در حقیقت بسیاری از شاگردانی که دچار مشکل نوشتاری هستند، روزانه کمتراز10 دقیقه را به نوشتن اختصا ص می دهند درحالی که دست کم لازم است چهار روز در هفته وهر بار50 دقیقه در این زمینه تمرین کنند ودر مورد برخی از دانش آموزان این زمان نوشتن باید به چند بخش تقسیم شود.
2-استقرار جو تعاون :
جو کلاس باید به پرورش فعالیت های نوشتاری کمک کند ومشوق کارهای گروهی باشد.برای مثال معلم می تواند از شاگردان بخواهد مدارک مربوط به نوشته های خود مانند طرح های کنونی، فهرست متن های نوشته شده ی پیشین وافکار مربوط به موضوع های آینده را در پوشه های انفرادی قرار دهند.ابزارهای کمک آموزشی مربوط به نوشتن مانند لغت نامه ها وکتاب های مرجع باید در جایی قرار داده شوند که دانش آموز بتواند به طور مستقیم و بدون کمک معلم به آن ها دسترسی داشته باشد.
3- آزادی انتخاب موضوع توسط شاگرد:
اگر دانش آموزان بر اساس رغبت هایی خاص خود موضوع ها را انتخاب کنند،همواره موفقیت آن ها بیشتر است به شرطی که تمامی اطلاعات یا منبع ها ی مورد نیازشان بلا فاصله در اختیار آن ها قرار داده شوند.
4-ارائه ی الگوی فرآیند نوشتن و راهبرد های فکری :
اگر معلمان یا همسالان الگو های فرآیند شناحتی را که درنوشتن خود به کار می برند، ارائه دهند،رغبت شاگردان را به نوشتن برمی انگیزند.برای مثال معلم می تواند مراحل نوشتن را بر اساس فکر کردن باصدای بلند برجسته سازد((من می خواهم قصه ام دارای یک طرح مرموز باشد.خانه ای که دارای بال های پرنده است چه طوری است؟حالا باید دربارهی کسانی که در این قصه هستند تصمیم بگیرم ...))
***لازم به ذکر است اعتقاد داشتن به رویکرد فرآیندی که بر فرآیند های تفکردرتدریس نوشتن تاکید دارد موجب می شود آموزگاران تلاش کنند تا پیچیدگی جریان های نوشتاری را درک کنندتا بتوانند دانش آموزان را در انتخاب وسازماندهی تکالیف یاری دهند چنیین معلمانی پیوسته دانش آموزان را تشویق می کنند تا همواره پرسش هایی را مانند((برای چه کسی می نویسم؟هدفم از نوشتن چیست؟چه چیز هایی را باید بنویسم؟ چگونه باید بنویسم؟چگونه می توانم فکر بهتری داشته باشم وبه آنها سازمان دهم؟چگونه می توانم افکارم را به صورت نوشته ای در آورم که خواننده آن ها را بفهمد؟و...))را برای خود طرح کنند وبه آن ها پاسخ دهند.
5- گسترش بازتاب تفکر و حضور دیگران :
برخلاف برنامه های سنتی در نوشتن وبه خصوص انشاءکه دانش آموزان بر این باورند که برای معلم می نویسند وباید معیارهای او را درنظر بگیرند در رویکرد های نوین آموزگار می تواند حس حضور دیگران را بر اساس همکاری،مشورت، مشارکت گروهی و انتشار در شاگرد تقویت کند. شاگردان باید مجال بحث درباره ی پیشرفت انشاء را با همسالان خود که متخصص نوشتن نیستند، داشته باشند. وقتی طرح های انشای آن ها به پایان رسید، شاگردان باید بتوانند آنچه را که نوشته اند برای همسالانشان بخوانند.
6- انتقال مالکیت ومهار گری به شاگردان:
یعنی همان طور که شاگردان به درونی سازی راهبردهای آموخته شده می پردازند باید مسوولیت نوشته های خود رابپذیرند و بتوانند بدون هدایت آموزگار کار کنند.
7- لزوم تمرکز بر رغبت های کنونی شاگردان :
توجه آموزگار باید نسبت به رغبت های شاگردان معطوف باشد ومراقبت کند تا رویدادهای مناسبی به عنوان موضوع انشائ انتخاب شوند. موضوع هایی مانند ورزش،مدرسه،اخبار محلی وملی،مسافرت ها وتعطیلات و...می توانند موضوع های خوبی باشند.
8- اجتناب از ارزشیابی تنبیهی :
نباید اجازه دا شیوه های ارزشیابی شاگردان را دلسرد کند. به این منظور بهتر است نوشته ها نه فقط از لحاظ فنی،بلکه از راویه ی طرح افکار طرح شده مورد ارزشیابی قرار گیرند. مثلا اگر شاگردی در بسیاری از زمینه ها دچار اشکال است باید فقط یک نوع از اشتباهات وی اصلاح گردد وپس از آنکه توانست مهارت های لازم را درآن زمینه به دست آورد به دیگر زمینه ها پرداخته شود.
9-متمایز کردن شیوه های نگارش متون شخصی واداری و... :
هدف های انواع نگارش ها متفاوتند. در نوشته های شخصی هدف اصلی گسترش افکار وبیان آن ها به صورت نوشتاری است وزاویه ی فنی ارزش کمتری دارد وبالعکس هدف نامه های اداری تولید نهایی است که ضوابط وساختار خاصی دارد. براساس متمایز کردن این دو هدف است که فرد می تواند مهارت های لازم را در هر دو زمینه به دست آورد.
10-ارائه ی درونشدهای متعدد :
دانش آموزان باید چیزی در دست داشته باشند که درباره ی آن بنویسند بنابراین باید مطمئن شد که آن ها دارای تجارب شخصی کافی در زمینه های مربوط به موضوع هستند.بحث کردن در زمینه های موضوع نیز در این جهت مفید است.
11- برنامه ریزی برای نوشتن به صورت مکرر :
تجربه های مکرر نوشتن باعث گستر مهارت ها در این زمینه می شوند برای مثال آموزگار از دانش آموزان می خواهد که در خلال هفته چند صفحه از دفتر خاطرات شخصی خود شان را بنویسد اگر چه معلم حتی آن ها را نخواند روش مناسبی برای بهبود کیفیت نوشتن وانشاء است.
12- روش تکمیل وترکیب جمله ها :
روش تکمیل جمله ها موجب افزایش درک ومهارت های زبان می شود وبر یکی از اصول نظام گشتالتی استوار است که بر اساس آن ارگانیز م تمایل دارد تا یک ساخت ناقص را با افزودن عنصری که وجود ندارد تکمیل کند.بنابر این اصل یک کلمه از جمله حذف می شود وشاگردان باید کوشش کنند تا کلمه های متفاوتی را که می توانند به جای کلمه ی حذف شده قرار دهند بیابند.این جمله ها را می توان از کتاب های شاگردان استخراج کرد.
در روش ترکیب جمله ها که برای نوجوانان وبزرگسالان بیشتر مفید است معلم چندین جمله ی اصلی را جدا از یکدیگر می نویسد وشاگردان باید این جمله ها را با اضافه کردن شرح ها وارتباط ها به صورت جمله های پیچیده تری در بیاورند.
مولفه های مداخله گری زودرس قبل از ورود به دبستان،نشانه ها،اهداف،برنامه ها
***نشانه های اعلام کننده ی شکست تحصیلی
الف: نارسایی های آوا شناختی
ب: ناتوانی در تحلیل وترکیب صوت ها
ج:مشکلات در نامگذاری سریع اشیاء
د: مشکلات در هماهنگی های دیداری-حرکتی و...
***هدف برنامه های مداخله ای زود رس
-افزایش هوش وکمک به شکوفاشدن نیروهای بالقوه ی کودک.
-کمک به پیشرفت کودک در تمامی قلمروهای تحول.
- پیشگیری ویاجلوگیری از بروز اختلالات ثانویه.
-کاهش تنیدگی خانوادگی.
-کاهش وابستگی به دیگران وسازش یافتگی با محیط اجتماعی.
-کاهش نیاز به خدمات آموزشی وپرورشی خاص در سنین مدرسه ای.
-صرفه جویی قابل توجه هزینه های بهداشتی وآموزشی وپرورشی.
برنامه های مولفه های مداخله ای زودرس :
1-مهارت های خودگردانی ودستیابی به مفهوم خود :
کودکان باید با انجام فعالیت هایی مانند لباس پوشیدن،خوردن،بهداشت شخصی و ... به توانایی خود گردانی دست یابند.این مهارت هاتحول مثبت مفهوم خود واحساس استقلال را افزایش می دهند.
2- فعالیت های زمخت حرکتی :
این نوع فعالیت ها مستلزم استفاده از عضلات بزرگ هستند که برای حرکت دادن بازوها، ساق ها ،دست هاوپاها به کار می روند.راه رفتن،خزیدن،پریدن،پرت کردن و حرکت های چرخشی از جمله ی این فعالیت ها هستند.
3- فعالیت های ظریف حرکتی :
این فعالیت ها با عضله های کوچکی مرتبط هستند که برای حرکت دادن انگشتان و مچ دست و همچنین ایجاد هماهنگی بین دو دست به کار می روند. بازی هایی مثل جا اندازی قطعات، بازیهای انگشتی، بریدن اشیاء، نقاشی،باز وبستن دکمه ها وبندها وباز ی باگل وخمیرشن وماسه و..ازجمله حرکت هایی است که به پیشرفت توانایی حرکت های ظریف منجر می شود.
4- فعالیت های شنیداری و آگاهی از ساختارآواشناختی :
یکی از مهمترین مهارت های پیش ازخواندن،آگاهی نسبت به صوت های کلمات است.فعالیت هایی که می توانند کودکان را در بازشناسی صوت ها، ایجاد تمایز بین صوت های شنیداری و تقویت حافظه ی شنیداری یاری دهند، شامل بازیهایی با کلمات،بازیهای قافیه دار، وبازیهای حفظ کلمه هستند.لازم به ذکر است که در صورتی که شاگرد به توانایی تحلیل شکل کلی کلمات به اجزاء وبرعکس آن،درپایه ی اول دست یابد خود به خود بسیاری از اختلالات نوشتاری رفع می شود.
5- فعالیت های دیداری :
بازشناسی تفاوت ها وتشابه ها در تصاویر،شکل ها وحروف و....از فعالیت هایی هستند که موجب تمایز یافتگی دیداری،حافظه ی دیداری و توحید یافتگی دیداری و حرکتی ازجمله هماهنگی چشم و دست را متحول می سازد.
6-فعالیت های ارتباطی وزبانی :
توانایی استفاده از زبان شفاهی برای انتقال افکار خویش به دیگران از اهمیتی بنیادی برخورداراست . اما استفاده از آن مستلزم شنیدن،حرف زدن، فهمیدن زبان دیگران،پاسخ دادن به خواسته های آن ها،آغاز کردن ارتباط ها و مکالمه ها وتوضیح دادن است.
7-فعالیت های شناختی :
بسیاری از بازی ها مانند مرتبط کردن اشیای مشابه یا متفاوت به یکدیگر،طبقه بندی، مقایسه ومبادله ی افکار وهمچنین حل معماهامیتوانند کودکان را به تمرین های فکری وادارند.
8- فعالیت های اجتماعی :
یادگیری چگونگی تعامل با دیگران وکنار آمدن با آن ها بر اساس ایجاد روابط متناسب با کودکان وبزرگسالان ومشارکت در بازی های گروهی از جمله فعالیت هایی هستند که مهارت های اجتماعی کودکان را پرورش می دهند.
*** اگر چه راهبر هایی مناسب در کتاب های بخوانیم بنویسیم پایه های ابتدایی برای این منظور با اشراف مولفان به دانش نا کافی اولیاء ومربیان و آموزگاران ، کمبودمنابع دانشی مناسب قابل دسترس در زمینه ی راهکارهای کاهش اختلالات یادگیری در ایران ،کمبود بودجه ی مدارس ونا آگاهی مدیران وعدم توانایی مالی آموزگاران واولیاء جهت تدارک وسایل لازم به منظور استفاده از روش های مناسب نوشتن که متکی بر نظریا ت تلفیقی بین رشته ای وچند حسی هستند و دهها عامل دیگر، هوشمندانه پیش بینی شده است ولی لزوم اجرای برنامه های پیش از دبستان از سنین پایین وشناسایی بهنگام وتدارک روش های مناسب کاهش و رفع این احتلالات یادگیری نوشتن و... به همراه آموزش دقیق مربیان پیش دبستانی واصلاح برنامه های پیش دبستانی با اولویت رفع اختلالات یادگیری درحوزه های مختلف به خصوص در مناطق محروم شدیدا احساس می شود. به نظر می رسد شیوع این اختلالات در مناطق محروم ودو زبانه ی روستایی ایران بالاتر ازمیانگین جهانی(15-20درصد) بوده و بین 30 تا۳۵درصد باشد.
قسمت عمده ی مطلب فوق اقتباسی است از منبع زیر:
1-دادستان، پریرخ، اختلال های زبان و روش های تشخیص وبازپروری،تهران:1387، انتشارات سمت،صفحات 240الی 250