مقدمه :
هر ساله دور ه های متعددی با نام بررسی محتوای کتاب های درسی ابتدایی در مناطق مختلف کشور برگزار می شود اما چیزی که عیان است بسیاری ازمدرسین دوره ها کسانی هستند که نه در رشنه ی برنامه ریزی درسی تحصیل کرده اند ونه دارای پژوهش ومطالعه وتخصص در این زمینه هستند وفقط از جنبه ی در آمد مادی ، گرفتن امتیاز های مر بوط به دوره واخذ رمینه های لازم برای سر گروهی ویا دست وپا کردن نام وآوازه برای خود تدریس در این دوره ها را قبول می کنند ،حتی قادر به ارایه ی یک تعریف از محتوی نبوده ونعیارها وملاک های بررسی آن را نمی دانند چون اکثریت قاطع آموزگاران به دنبال کسب امتیاز دوره ها هستند با آن ها به توافق دست می یا بند وچیزی که در این دوره ها بحث می شود یا اصلا مربوط به موضوع دوره نیست یا منحرف شده است وجالب اینکه محل خوبی برای استراحت وگپ زدن همکاران ومحل در آمد مناسبی برای برگزار کنندگان است ونه تنها تاثیر این دوره ها با توجه به هزینه ای که برای آنها صرف می شود در حوزه ی آموزش وپرورش ناچیز است بلکه آثار مخربی که غیبت آموزگاران به بهانه ی شرکت در دوره ها در طول سال تحصیلی به خصوص در روستا ها می گذارد چندین برابر است با این حال عده ای از آموزگاران که واقعا به دنبال یادگیری وتحلیل مسائل هستند بعد از یک جلسه حضور در این دوره ها ویا شناختی که از مدرسین دارند حاضر به شرکت وتلف کردن وقت خود در مباحث چرت وپرت وسطح پایین نشده وتر جیح می دهند خود به مطالعه وتحقیق پرداخته وبا استفاده از سواد اطلاعاتی نیازشان رابرطرف نمایند.بنابراین به برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت در طول سال تحصیلی وامتیازاتی که در آموزش وپرورش برای این دوره ها در نظر گرفته شده است اکید ا باید به دیده ی تردید نگریست.پیشنها دمی گردد چنین دوره هایی درطول سه ماه تابستان ویا با دادن مرخصی با حقوق به همکاران هر پنج سال یک بار به صورت یکساله ودوساله برای به روز شدن دانش وتوانایی های آموزگاران وبا تدارک امکانات وتسهیلات رایگان ومدرسین واساتید مجرب ومتحصص در مراکز تربیت معلم استان ها برگزار شود هر چند که دهها سال است در کشورها ی پیشرفته از شیو ه های مشابه استفاده می شود.ولی در مثل می گویند که :((هر وقت ماهی را از آب بگیری تازه است.)) مادر این جا با عنایت به اندک مطالعه ی خود به طور مختصر به جلو ه ها ی عناصر برنا مه ی درسی در کتب درسی می پردازیم.
((1-ویژگی کتاب های درسی در بعد بیان اهداف.
اهداف آموزشی بیانگر مقاصد برنامه ریزان،مربیان و...هستند که انتظار می رود دانش آموزان پس از پایان آموزش به آن ها دست یابندبنابراین ذکر آن ها در کتاب های درسی ضرورت دارد وبر حسب نوع درس،پایه ی تحصیلی و...به صورت های متفاوت از جمله تصویر،سوال و...مطرح می شوند.
الف:بیان اهداف کلی کتاب در مقدمه اصلی کتاب درسی
ب: بیان اهداف کلی در مقدمه ی اصلی هر واحد یاد گیری
ج:بیان اهداف جزئی درابتدای هر واحد درسی
د:توجه به این نکته که بیان وعدم بیان اهداف به صورت رفتاری بستگی به ماهیت درس مورد نظر دارد.
ه:توجه به این نکته که میزان صراخت یا عدم صراحت در بیان انتظارات واهداف به ویژگی های ادراکی مخاطبان ونوع درس بستگی دارد.
2-ویژگی کتاب های درسی در بعد محتوی و روش های ارائه ی آن.
تعریف محتوی :محتوا عبارتست از مجمو عه ی مفاهیم ،مهارت ها وگرایش هایی که از سوی بر نامه ریزان انتخاب وسازماندهی می شود.در عین حال محتوا آثار خاصل از فعالیت های یاددهی –یاددگیری معلم و دانش آموز را نیز شامل می شودمحتوی شامل دانش ونگرش ها وارزش هایی است که باید یاد گرفته شوند بنا براهمیت این موضوع در انتخاب آن باید معیار هایی درنظر گرفته شوند از جمله:
الف:رابطه ی هدف با محتوا: برای دستیابی به هر هدف تربیتی، فعالیت های یادگیری باید چنان انتخاب شوند که به فراگیر قرصت لازم برای انجام رفتار مورد نظر داده شود.
ب:محتوا وتوان یادگیری:قرصت های یادگیری شامل رفتارهایی است که یادگیرنده توان انجام آن را داشته باشد وقادر به آن باشد.اگر در تعیین اهداف،انتخاب وساز ماندهی محتوا،تعیین روش های یاددهی-یادگیری به ویزگی های فراگیران توجه شده باشد این موضوع خود به خود محقق می شود.
ج:محتوا وزمان:تعداد مغاهیم واصول وتعمیم ها ونظریه ها در یک واحد یادگیری یا یک کتاب درسی باید با زمانی که صرف خواندن و فهمیدن آن می شود متناسب باشد ،در واقع زمان موردنیاز به خواندن وفهمیدن متم به تعداد مفاهیم بستگی دارد ونه کلمه ها وحجم کتاب درسی.عواملی مثل تراکم در ارایه ی نظریات،نسبت اطلاعات مهم به غیر مهمف وچگونگی تبین آن ها در کاهش وافزایش زمان مورد نیاز برای یادگیری دخلیند.
د:محتوا و سود مندی:محتوای کتاب درسی باید با زندگی روزمره ومسائل ومصادیق آن مربوط وبرای شاگردان سودمند باشد.
و: محتوی و ارتبای عمودی:دستیابی به اهداف معمولا زمان زیادی را می طلبد بنابراین غرصت های یاد گیری باید پشت سر هم به گونه ای ساز ماندهی شوند گه مطالب یادگیری شده در طی سال های مختلف یکدیگر را پشتیبانی کرده وتقویت نمایند واز سوی دیگر توزیع وتقسیم بندی فعالیت های یادگیری در پایه های مختلف باید به گومه ای باشد که موجب سنگینی مطالب در یک پایه نگردد.
هـ :محتوی وارتباط افقی : محتوای هر کتاب درسی باید با محتوای کتاب های درسی دیگر هماهنگ بوده و مورد پشتیبانی قرار گیرد زیرا در چنین حالتی ممکن است بعضی از مفاهیم و مهارت ها و ارزش ها در کتاب های درسی یک پایه از جنبه ها وابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
ی :محتوا وروش های یاددهی ویادگیری:زوش های ارائه ی محتوا در کتاب های درسی ارتباط بسیار نزدیک و جدا ناشدنی با روش های تدریس دارد ونقطه ی شروع وپایان دقیقی نمی توان برای هر یک تعیین کرد هرجا یکی از این دو مورد بر دیگری پیشی بگیردیا در خلا بدون حضور دیگری مورد ملاحظه قرار بگیرد ممکن است نتایج نا مطلوبی به بار بیاید.موارد دیگری از جمله محتوا واعتبار علنی- محتوا و توسعه ی مفهوم-محتوا وزبان و....نیز باید باید مورد توجه باشند.روش های تدریس پیش بینی شده باید در محتوای کتاب های درسی و وساختار آن نمایان باشد بنابراین تصمیم گیری در مورد روش های ارایه ی محتوی وروش های یاددهی ویادگیری باید همزمان صورت گیرد.مثلا اگر روش های فعال تدریس مد نظر باشد مولفان باید از تشریح وتوضیح مظالب کاسته وبردانش آموران را در فعالیت های یادگیری مانند تحلیل وترکیب مسائل ،مفهوم سازی وانجام پروژه ها و...سهیم سازند. از جمله ویژگی های کتاب های درسی مبتنی بر روش های فعال تدریس می توان به موارد زیر اشاره کرد:
***بین توجه به موضوع وتوجه به روش،اعتدال برقرار است.
***در ارائه ی محتوی دانش آموز یا مخاطب کاملا مشخص است.
***محتوی بر اساس توجه به مهارت های اساسی تنظیم می شود.
***محتوی بر اساس تجربیات وتوانایی های دانش آموزان انتخاب وسازمان دهی می شود.
***محتوی بستر مناسبی برای فعالیت های متنوغ فردی وگروهی دانش آموزان است.
***مفاهیم به عنوان داده های خام تلقی می شوند.داده های موجود درفرآیند تحقیق به اطلاعات تبدیل می شود و به این وسیله بخشی از محتوای مورد یادگیری در فرایند یاددهی- یادگیری تولید می شود.
***فعالیت های دانش آموزان به عموان بخشی از درس طراحی شده است. مثل طبقه بندی کنید، مشاهده کنید و...نه زاید بر درس.
***عنصر ارزشیلبی از فعالیت ها ی فردی وگروهی به عنوان جزئی از محتوی مورد توجه است.
***دانش آموز حس می کند درس قسمتی از زندگی اوست ونه قسمتی از زندگی دانشمندان وبزرگسالان.
3-ویژگی های کتاب درسی از بعد ارزشیابی:
ارزشیابی در برنامه ها وکتاب های درسی باید به گونه ای پیش بینی گردد که عاری از هر گونه ابهام باشد همچنین ارزشیابی رابطه ی تنگاتنگی با اجزاء برنامه ی درسی دارد بنابراین مولفه های دیگر برنامه ی درسی باید در پیش بینی روش هاو محتوای ارزشیابی مورد توجه قرار گیرند از جمله:
الف :رعایت اختصار و عدم ابهام و صراحت داشتن.
ب:تناسب ماهیت و موضوع درسی ونوع ارزشیابی.
ج:تناسب شیوه ها وابزارهای ارزشیابی با خصوصیات رشدی دانش آموزان.
د:تناسب شیوه ها وابزار های ارزشیابی.
و:تناسب شیوه ها وابزار های ارزشیابی با هدف های واحد یادگیری.
هـ:تناسب شیوه ها وابزار های ارزشیابی با اصول یادگیری.
ی :تناسب شیوها وابزار های پیش بینی شده درارزشیابی با امکانات موجود.))ملکی ،حسن1385 ،159 الی162
منبع:
ملکی، حسن، برنامه ریزی درسی راهنمای عمل،مشهد:1385 ،انتشارات پیام اندیشه.
برخی ازراهبرد های یادگیری خواندن :
1-ایجاد فرصت برای بلند خوانی.
2-ارائه ی مواد خواندنی خوب وبر انگیزاننده.
3-تشویق به خواندن ومطالعه ی آزاد.
4-بهبود ارتباط بین مدرسه و خانه.
5-درهم تنیدن فعالیت های یاد گیری.
6-انطباق علایق،پیش زمینه ها،توانایی ها وسبک خواندن دانش آموزان.
7-استفاده ی نظام مند از راهکارهای متفاوت برای باز شناسی واژگان.
8-استفاده از روش های مختلف خواندن.
9-بهره گیری از پیش دانسته ها یا مهارت های قبلی دانش آموزان.
10-ایجاد فرصت همیاری برای دانش آموزان.
برخی از راهبرد های یادگیری ریاضیات :
1-تشویق به تشریح و جستارگری.
2- کاربست پیش دانسته های دانش آموزان.
3-بهره گیری از دست ورزی.
4-استفاده از مسائل واقعی زندگی.
5-تلفیق ریاضیات با محتوای سایر دروس.
6-بهره گیری از مواد آموزشی بومی ومحلی.
7-تشویق به حل مسئل از طریق همیاری.
8-استفاده از خطاها برای تقویت یادگیری.
9-تشویق به برقراری ارتباط شفاهی و نوشتاری.
10-ارائه ی فعالیت هایی که سبب ایجاد کوشش در دانش آموزان می شود.
برخی از راهبردهای یادگیری نگارش :
1-ایجاد فرصت نگارش با توجه به قواعد دستوری در آیین نگارش.
2-دادن تکلیف نوشتنی درهر درس باتوجه به موضوع .
3-ترغیب به خواندن.
4-ارائه ی تکالیف نگارش مربوط به محیط اجتماعی وطبیعی.
5-ارائه ی موضوع علمی وجذاب.
6-ارائه ی الگوی خوب نگارش.
7-برگزاری مسابقات نگارشی گروهی.
8-برسی ونقد نوشته های معیار یا مطلوب در کلاس.
9-ارئه ی ملاک های نگارش خوب به شاگردان.
برخی از راهبرد های برقراری ارتباط :
1-فراهم آوری فرصت های مناسب برای بحث های گروهی.
2-تاکید بر درک وفهم متقابل.
3-کاستن از اضطراب دانش آموزان در گفتار.
4-ترغیب وتشویق به استفاده از زبان های محلی وملی در گفتار.
5-اعتلای درک وفهم میان فرهنگی.
6-تاکید بر تجارب خانوادگی وفرهنگی واجتماعی.
7-پرورش روحیه ی تحلیل موضوع ،مخاطب،پیام وهدف.
8-ترغیب به استفاده از نظام ارتباط کلامی وغیر کلامی.
9-تاکید بر تفکر برتر.
10-استفاده از تجارب زندگی واقعی.
11-استفاده ا فن آوری ها،مواد آموزشی وروش های گوناگون.
12-بهره گیری از نظام خود ارزشیابی وارزشیابی از طریق دانش آموزان.
13-تشویق به ارزش گزارش دقیق و درست.
14-ارئه ی راهبردهای منطقی وعاطفی به مانند فنون حل اختلاف وتعارض.
منبع:
راهنمای آموزش در کلاس های چند پایه نوشته ی محرم آقازاده ورخساره فضلی از انتشارات آییژبه سال۱۳۸۴
اهمیت زبان بدنی(رفتارغیرکلامی) به عنوان یکی از مولفه ها ی برقرار ارتباط موثر بین آموزگاران وشاگردان در کلاس درس بسیار زیاد است وبا توجه به موقعیت ها متفاوتند، در اینجا چند مورد از رایج ترین آن ها اشاره می شود:
شناسایی علل رفتاردانش آموزان از روی علایم بدنی در کلاس درس:
((۱- به شنیدن علاقه دارند زمانی که : دست ها را به هم می مالند،سر یا بدنشان را به جلومایل می کنند یا این که چانه شان را توی گودی دست به حالتیکه آرنج روی میز قرار دارد می نهند.
2- احساسات دوستانه ابراز می دارند : زمانی که : لبخند دوستانه می زنند،دگمه ی پیراهن یا کتشان را باز می کنند یا تماس چشمی خوبی را ایجاد می کنند.
3- موردی را تایید می کنند زمانی که : دست بر موها ی دیگری می کشند یادست بر شانه ی دیگری می زنند.
4- به تفکر می پردازند زمانی که :دست بر روی بینی می نهند یا روی بینی را نیشخون می گیرند.
5- به بر هم زدن موقعیتی علاقه دارندزمانی که : گوششان را می کشند یا می مالند،انگشت نشانه را بر لب گذاشته یا لای دندان جلویی قرار می دهند،یک یا دودست خودرا بی جهت بالا می برندیادست کسی را که در حال صحبت کردن است می گیرند.
6- احساس سرخوردگی نشان می دهند زمانی که :با دستی به دست دیگر ضربه می زنند یا مشت گره کرده بر روی میز یا کف دست می زنند.
7- موردی را رد و تایید نمی کنند زمانی که : بینی خود را با یک انگشت می مالند یا لمس می کنند وتکمه های کت و پیراهنشان را می بندند.
8- حالت تدافعی نشان می دهند زمانی که :دست ها را به صورت ضربدری روی سینه قرار داده، پاها را نیز به صورت ضربدری زیر میز درمی آورند.
9- گونه ای از برتری وتفوق را نشان می دهند زمانی که :نوک انگشتشان را به هم مماس می کنند وآرنج ها را روی میز قرار می دهند،یقه های کت وپیراهنشان را می گیرند وبا انگشت یا دست به کسی اشاره می کنند.
10- انجام دادن کاری را به تعویق می اندازند زمانی که : مداد یا خودکاری را برلب یا دندان ها تکیه می دهند وخود را به وسیله ی آن مشغول می کنندیا شیشه ی عینکشان راپاک می کنند.
11- حاضر به انجام کاری نیستند زمانی که : دستشان را به پیشانی می گذارند.
12- از بر قراری تعامل دست می کشندزمانی که :حالت بدنی خود را تغییر می دهند،تماس چهره به چهره با مخاطب راقطع می کنند،سرشان را بالا می گیرند ، یا در کنار نوشته ها وموادی متعلق به خودشان است قرار می گیرند.
13- موردی را تایید نمی کنند زمانی که :بینی خود را می مالند.
14- موردی را تایید می کنند زمانی که : دست به مو های خود می کشند.
15- به ایجاد شلوغی علاقه دارند زمانی که :یک گوش خود را می کشند.
16- می خواهند انتقاد کنند زمانی که : سر را در کف دست قرار می دهند.))آقازاده وفضلی۱۳۸۴، ۱۴۹ و ۱۵۰ .
منبع:
۱-آقازاده، محرم، فضلی، رخساره،کلاس های درس چندپایه،تهران: انتشارات آییژ،۱۳۸۴.
مقدّمه :یکی از بازیهایی که کودکان به صورت فردی وجمعی که ظاهرا مخفیانه ومحرمانه اقدام به آن می کنند بازیهایی است که کودکان آلت جنسی و بدن خود یا دوستشان را دستکاری می کنند ویا بازی را طوری ترتیب می دهند که در آن ها حس کنجکاوی خود را با نگاه کردن به بدن لخت دیگران وترجیحا پدر و مادر و...ارضاء کنند با عنایت به عدم دانش کافی والدین دربرخورد با این رفتارکودکان،در این نوشته به توجیه مختصر این بازیها وبه طور خاص از دیدگاه روانکاوی فروید پرداخته می شود.
دوره های تحول جنسی – روانی از منظرنظریه ی تحول شخصیت فروید :
الف : تولد تا5 سالگی (پیش جنسی) ب: 6 تا 12 سالگی (نهفتگی جنسی) ج: بلوغ جنسی
دوره ی پیش جنسی شامل سه مر حله می باشد :
1- مرحله ی دهانی (تولد تا پایان سال اول)
لذت جنسی دراین دوره از طریق لمس دهانی و قسمت های وابسنه به آن صورت می گیرد.کودک همه چیز را به دهان می برد ازپستان مادر تا اسباب بازی،این لذات نباید متوقف ویا کوتاه شود بلکه باید مواظب بود کودک اشیای کثیف را به دهان نبرد.عدم برخورد درست با کودک و در نتیجه تثبیت در این دوره باعث بروز مشکلاتی مانند سیگاری ویا پرحرف شدن کودک در آینده و.....می گردد. برای مثال کودکی را درنظربگیرید که پستان مادر را گاز می گیرد ویامادر برای بازگرفتن از شیربا زدن کودک را منع می کند ونه با راههای اصولی مثل مالیدن چیز بدمزه و...چنین کودکی آمادگی اولیه برای سیگاری و یا پر حرف شدن رابرای آینده کسب می کند و....
2- مرحله ی مقعدی (2 و3 سالگی)
کودک در این دوره از نگه داشتن مدفوع لذت می برد و همزمان با از شیر گرفتن کودک معمولا اتفاق می افتد. کودک با مدفوع خود بازی کرده وبه جدال با مادر می رود و به محض باز کردن کیسه ی نایلونی ادرار یا مدفوع می کند.اولیاء باید توجه کنند که نباید با کودک به خاطر این مسایل تندی کرده ویا او را محدود وتنبیه کرد بلکه به دلیل اینکه آموزش نظافت از این دوره آغاز می شود هر چند کثیف کردن خانه توسط کودک ونظافت آن به وسیله ی مادر چندش آور باشد باید با نرمی وعطوفت برخورد شود. عدم حل وبرخورد مناسب با کودک بی شک موجب انحرافش در دوره های بعد می گردد. مثلا اگر کودک در این مر حله خوب نظافت نشودخارش های ناشی از آن موجب دستکاری بیش از اندازه ی آلت توسط کودک گردد ویا والدین واطرافیان برای شوخی با آلت او بازی کنند موجب تثبت این دوره ودرنتیجه گرایش کودک به خود دوستداری واستمناء در بلوغ وبزرگسالی می گردد ویا کو.... میگرددو....
3- مرحله ی آلتی یا رجولیت(4و5 سالگی)
بیشتر بازی های جنسی در این دوره صورت می گیرد لذت از مقعدبه آلت جنسی در کودک منتقل می شود و کودک به آن توجه کرده ودستکاری می کند واین مساله برایش مورد سوال قرار می گیرد وتوجه انرژی جنسی بر خلاف دوره ی بلوغ، متوجه خود کودک است ولی کودک به تفاوت های بین خود وغیر همجنس توجه دارد وسوال هایی می پرسد که با عث نگرانی برخی خانواده ها می شود از موارد مهم این دوره توجه کودک به والد غیر هم جنس است دختر بچه ها به رقابت با مادر برای تصاحب پدر(عقده ی الکترا) وپسر بچه ها به رقابت با پدر برای تصاحب مادر(عقده ی ادیپ) می پردازند بنا بر این بیشتر با والد غیر هم جنس خود می خواهند باشند وبا همانند سازی مناسب با والد هم جنس این عقده ها بر طرف می شود.ایضا در این دوره کودکان لباس های عروسک راپاره می کنند یا در می آورند تابدن لخت وآلت او را از روی کنجکاوی ببینند به همین دلیل در مراکز پیش دبستانی کشور های پیشرفته که اکثرا مختلط هستند ((دکتر بازی)) برای پاسخ به این کنجکاوی ،جزء بر نامه های رایج آنهاست در این بازی یک بار دختر بچه ویک بار پسر بچه دکتر می شوند وتمام لباس های جنس مخالف را در آورده ومعاینه می کنندوبه این ترتیب کنجکاوی خود را ارضاء می کنند.عدم حل مشکلات این دوره موجب انحرافات جنسی در دور های بعد می شودپیدایش فا حشه های مرد که با زنان مختلف هستند وبرعکس از جمله ی این موارد است.همچنین بازی کردن مادر ودیگران در هریک ازسه مرحله ی پیش جنسی با آلت کودکان اعم از دختر وپسر ویاعدم رسیدگی به نظافت کودک که موجب ایجاد خارش در قسمت های تناسلی شود به خودارضایی به صورت های مختلف اسمناء واستشهاء و...در دوره ی بلوغ وبالاتر منجر می گردد.
از جمله بازی های مرحله ی سوم پیش جنسی (آلتی) می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1-کودک با آلت تناسلی خود ودیگر کودکان بازی می کند.
2-کودک با لمس بدن خود به پدر ومادر و اشیاء وغیره کسب لذت جنسی می کند.
3-کودکان بازیهایی تریتب می دهند که دزدکی به قسمت های لخت بدن پدر ومادر نگاه کرده ویا به اتاق خواب آن ها سرک می کشند.
4-کودکان سوال هایی در ارتباط با مسایل جنسی از والدین می پرسند مثلا من چگونه به واز چه راهی به دنیا آمدم؟
در رابطه باسوا لاتی که کودکان می پرسند باید به نکات زیر توجه کرد:
الف :فراهم کردن فرصت برای طرح آزادانه ی سوال توسط کودک.
ب : دادن جواب واقعی به سوالات آنان به طور غیر مستقیم ودر موارد به خصوص مستقیم نه فریب دادن آنها.
ج : نباید والدین در مواجهه با این قبیل سوالات آشفته شده ویا ذهن کودک را منحرف کرده ویا توضیحی که مد نظر کودک نیست بدهند.
د: باید توجه داشت بهترین زمان آموزش جنسی برای کودکان زمانی است که سوال می پرسند.
در صورت مشاهده ی باز ی کودک با آلت خود نباید او را تنبه کرد ویا با جملات آمرانه مثل دست نزن و... منع کرد بلکه می توان با محول کردن یک کار،پرسیدن یک سوال و... او را باز داشت هر چند آغاز دستکاری در این سنین نشانه ی رشد طبیعی کودک است.
لازم به ذکر است که سنین بین 2 تا 3 سالگی زمانیست که باید والدین اتاق خواب کودک راجدا کنند وبه لحاظ تربیتی بسیار حائز اهمیت است. زیرا هم کودک شاهد آمیزش والدین نمی شود ومتعاقبا از احساس گناه ناشی از آن در آینده در امان می ماند وهم از تماس مداوم جسمی بین کودک و والدین جلو گیری می شود.هر چند باید تدابیری اندیشید که کودکان مخفیانه هم نتوانند آمیزش پدر ومادر را ببینند.پوشش نیمه لخت مادران نیز موقع تمیز کردن خانه وآشپزی و....غیره نیز مشکل ساز می گردد زیرا کودکان پنهانی به قسمت های لحت نگاه می کنند بنابراین باید فرصت سوال کردن به آن ها باید داده شود.
از جمله ترس های رایج دختران در نظریه فروید موضوع مقایسه ی آلت خود با پسران است زیرا دختربچه ها در این سنین فکر می کنند آلت آنها نیز مثل پسر ها بوده وبه خاطر تنبیه بریده اندو پسران نیز فکر می کنند اگر آنها نیز شلوغ کرده ودورغ بگویند مال آنها رانیز می برند.بنابراین حتی برای شوخی هم نباید به کودک جملاتی از این قبیل زده شود.(( به لولو میگم می آد می بره.))
مطالب فوق اقتباسی از کتاب های زیر است:
۱- روان شناسی بازی سیامک خدایی خیاوی.
۲- روان شناسی بازی سیامک رضا مهــــجور.
۳- روان شناسی های رشد کودک ،ترجمه ی مهشید یاسایی.
متاسفانه در ايران كتاب هايي كه در آنها براي آموزگاران راهكارها يي براي درمان ورفع اختلالات يادگيري كودكان ارائه شده باشد نادرند ويا روش هايي را به صورت كلي پيشنهاد كرده ا ندما در اينجا فقط به ذكر توضيخاتي با ذكر منابع در مورد تشخيص برخي از اين اختلالات مي پردازيم وخوانندگان گرامي جهت استفاده ي بيشتر مي توانند به منابع مراجعه كنند.
تعريفااختلالات یادگیری:
اشكال دريك يا بيش از يك فرآيند شناختي اساسي، اشكال در نوشتن وخواندن رياضيّات،گوش دادن و روابط اجتماعي وعاطفي و...ودر نبود مشكلات ناشي از مسايل حسي ورفتاري وعقب ماندگي ذهني ومحروميت محيطي وفرهنگي
ويژگي هاي كودكان داراي اختلالات خواندن:
((۱-تمايل به خواندن ندارد.
2-در كلاس درس غالبا مشكل رفتاري دارد.
3-دامنه ي توجهش كوتاه است.
4-قادر نيست يك دايره ي لغات بينايي ايجاد كند.
5-در تمركز مشكل دارد.
6-معمولا در مدرسه افت تحصيلي دارد.
7-اغلب آن ها مسايل هيجاني دارد.
8-احساس نا اميدي،بي لياقتي و كم جراتي مي كند.
9-در خواندن شفاهي وكلامي ترديد دارد وگاهي دچار ترديد مي شود.
10-موقع خواندن به جاي حركت دادن چشمها ، سرش راحركت مي دهد.
11-كلمه به كلمه مي خواند.
12-به زحمت و با صداي كشيده ولحن يكنواخت مي خواند.
13-به نشانه گذاريها ومعاني لغت توجه ندارند.
14-در دهن خود برخي از لغات را مي خوانند.
15-واژه هاراغير مرتبط با محتوي وبا عناصر آوايي حدس مي زند.
16-كلماتي راكه تازه خوانده اندجابه جا تكرار مي كند.
17-حافظه ي ديداري وشنيداري آن ها ضعيف است.
18-فاقد تميز وتشخيص كافي شنيداري است.
19-خانواده ي آن ها براي موفقيت در مدرسه به كودك فشار مي آورد ويا نگرش منفي به عملكرد مدرسه دارد.
20-در مدرسه ساز گاري شخصي ندارد.
21-رشد اجتماعي كافي ندارد. ))(احدي وكاكاوند1382، 20، 21)
نقص در مهارت هاي زباني ،واج شناختي و درك قاعده مانند اين كه اصوات و حروف چطور براي ساختن كلمات به كار مي روند، مشكل در رمز گشايي لغات ومهارت هاي پايه اي شناسايي لغات ودرك مطلب،حذف وافزودن ودگرگون ساختن كلمات،مشكل در تفكيك بين حروف از نظر شكل واندازه به خصوص در حروفي كه از نظرجهت يابي فضايي وطول خطوط تفاوت دارند،سرعت كم در خواندن باحداقل درك،ضعف در هجي كردن،خواندن از وسط وآخر كلمه هاي چاپي، پيش وپس خواندن حروف،نارسايي در به خاطر اوردن وعدم استمرار فرا خواني،اضطرا ب در مقابل تقاضا هاي نوشتاري ومشكلات در حوزهاي مختلف عاطفي و رفتاري واجتماعي و روان-حركتي و.....كه از حوصله ي اين وبلاگ خارج است.
براي آموزش اين كودكان روش آموزشي مستقيم وتحليل رفتار وانواع روشهاس مدل سازي پيشآيندي ووابسته به خطا ومدل سازي بخشي،اصلاح رفتاري-شناختي ، باز آموزي اسنادي ،خود پرسشي خود اموزي با روش ويژه،خودبازبيني،حل مسئله،انواع فنون رفتار در ماني وافزايش كفايت اجتماعي وافزايش عزّت نفس و... راپيشنهاد مي كنند.
خوانندگان گرامي مي توانند به كتاب هاي روان شناسي ومشاوره وروش هاي تدريس جهت اطلاعات بيشتر مراجعه كنند.بنده به عنوان يك آموزگار تلفيق هريك نظريا ت مفيدرابا روش هاي چند حسي در مورداين كو دكان پيشنهاد مي كنم ضمن اين كه براي كاهش مشكل اين قبيل كو دكان ويا رفع رضايت بخش آن، به هیچ عنوان وقت كلاسي كافي نبوده ونيازبه كار در كلاس هاي اضافي است. در كلاس هاي عادي حداقل بين ۳ تا 20 درصد شاگردان داراي اختلال يادگيري در يك يا چند حوزه مي باشندكه در صد شيوع آن به نسبت جنسي ونوع اختلال متفاوت است.
1-احدي، حسن،كاكاوند، عليرضا،اختلالات یادگیری ،تهران،ارسباران، 1382
برای مطالعه ی بیشتر به کتاب های اختلالات یادگیری نوشته ی مریم سیف نراقی وعزت الله نادری وبا همین عنوان کتاب نوشته ی اصغر احمدی ومسعودبراتیان وکتاب های روان شناسی خواندن ناعمی وبا همین عنوان کتاب انتشارات پیام نور وایضا کتاب های آقای مصطفی تبریزی با موضوع مستقل و... مراجعه کنید.