تبليغاتX
آموزگار
فیزیولوژی یادگیری و حافظه به بررسی فرآیندهای عصبی می‌پردازد که در جریان یادگیری و یا عملکرد حافظه رخ می‌دهند.

مقدمه

در تبیین یادگیری از دیدگاه فیزیولوژیک دو نظریه کلی وجود دارد که یکی از آنها تغییرات را در سطح سیناپسی و عوامل زیست شناسی مرتبط با آن در نظر می‌گیرد و دیگری توجه خود را به تغییرات در مدارهای نورونی معطوف داشته است. هر دو اینها به تغییرات فیزیولوژیکی توجه دارد، که در حین یادگیری در مغز و سلولهای عصبی اتفاق می‌افتند. اولین بار در سال 1961 بود که جیمز اندرتوانست نورونها را به روش شرطی سازی عاملی حساس کند. شرطی شدن سلول عصبی یک حالت افزایش تحریک پذیری را در آن پدید می‌آورد که ناشی از تغییرات در یون و فوریزاسیون پروتئین است.

نظریه سیناپسی در فیزیولوژی یادگیری و حافظه

در حالت عادی ارتباط بین سلولهای عصبی را می‌توان حالتی خاموش و بدون مصرف دانست. بدین معنی که تعداد دندریتها ، تعداد فضاهای بین سیناپسی ، بند سلول ، ضخامت آکسون و مانند آن در حالتی است که بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر می‌شود. پیدایش تحریک سبب دگرگون شدن اینگونه خصوصیات در سلولهای عصبی می‌گردد و البته سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود واگذاشته شود. این شرایط به حالت اولیه برخواهد گشت.

بطور کلی در این نظریه چنین عنوان می‌شود که عبور جریان عصب ایجاد تکانه عصبی می‌کند. سپس
آنزیم درون نورون فعال می‌شود. پس از آن تغییراتی در طرز تهیه پروتئین سلول پدید می‌آید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورونها پایدار می‌شود. اصطلاح ردیا اینگرام را در تعریف و نمایش فرضی و فیزیک یک خاطره بکار برده‌اند. منظور از اینگرام این است که حین یادگیری تغییراتی فیزیولوژیک یا زیست شیمیایی در نورون اتفاق می‌افتد. لشلی در جستجوی اینگرام به آموختن رفتارهایی به حیوان و سپس برداشتن قسمت‌هایی از مغز مبادرت ورزید، وی کاهش پدید آمده در حافظه را نمی‌توان به عنوان از بین رفتن اینگرامها دانست، بلکه این امر تا حدود زیادی بخاطر انفعال و گسیختگی در فرآیندهای حسی و حرکتی مغز بوده است.

پس از لشلی نظرها معطوف به ساختارهای زیرین قشر مغز گردید و در این زمینه ساختارهایی مثل هیپوکامپ ، استریاتوم و آمیگرال به عنوان ساختارهای اساسی مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند. هر چند در پستانداران و مخصوصا در انسان دیده شده است که ساختارهای اخیر در حافظه نقش دارند، ولی گفته شده است که جوندگان می‌توانند پس از برداشته شدن قشر جدید (نئوکرتکس) و ساختارهای اخیر تشکیل حافظه دهند.

نظریه مبتنی بر الکتروفیزیولوژی و تشکیل مدارهای حافظه در فیزیولوژی یادگیری و حافظه

از زمان پاولف ، فیزیولوژیست معروف روسی که یادگیری شرطی را مورد بررسی قرار داد، این موضوع همواره مورد توجه بوده است که در جریان یادگیری شرطی به دنبال انتشار تحریک در قشر مخ یک ارتباط موقت بین ناحیه مربوط به محرک شرطی و ناحیه مربوط به محرک غیر شرطی پدید می آید. اگر این ارتباط تقویت شود بازتاب شرطی تثبیت خواهد شد و در غیر اینصورت از بین رفته و خاموشی پدید خواهد آمد. یکی از تاثیرات یادگیری این است که مدارهای جدیدی در مغز فعال یا باز می‌شود.

از نظر
الکتروفیزیولوژی امواج آلفای مغز که با گشودن چشم مهار می‌شوند، با پیدایش هر محرک جدید و ناشناخته مجددا پیدا می‌شوند. علاوه بر این دیده شده است که توجه کردن علاوه بر اینکه امواج آلفا را مهار می‌کند، به پدید آمدن امواج تتا منجر می‌شود و اصولا امواج تتا را به عنوان شاخصی برای فعالیت مغز حین یادگیری فرض کرده‌اند. همه اینها دال بر این است که تشکیل حافظه و پیدایش اولین مدارهای حافظه مبنای الکتروفیزیولوژیک دارد. فرآیند تثبیت و ایجاد رویا با طی مراحل عبور از حافظه کوتاه مدت و ضبط در حافظه دراز مدت انجام می‌گیرد. این فرآیند را تحکیم می‌نامند. قطع فعالیت الکتریکی مغز به مدور شدن حافظه و آن هم در مراحل اولیه تشکیل حافظه می‌انجامد.

تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت از لحاظ فیزیولوژی

حافظه دراز مدت که مطالب را به مدت زمان طولانیتری نگهداری می‌کند و ظرفیت آن نامحدود است، مبنای زیست شیمیایی دارد. به عبارتی اطلاعات در این حافظه از تغییرات زیست شیمیایی پدید آمده و نگهداری می‌شوند. خاطرات دراز مدت بیشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ می‌شود. بدلیل وقت بیشتری که این خاطرات برای پیوند یافتن با تعدادی از نواحی قشر مغز را داشته اند. هر چه تعداد ارتباطات بیشتر باشد شانس تماس با یک راه نورونی که به خاطره‌ای ختم می‌شود بیشتر است. فراخوانی مکرر یک خاطره موجب ثبات آن می‌گردد. این کار از طریق تحکیم این تغییرات اولیه انجام می‌شود، ذخیره سنتزی برای حافظه خوب ، نقش اساسی دارد.

ارتباط دادن اطلاعات به معلومات قبلی که از حافظه دراز مدت به معانی بیشتر از حفظ بر حسب عادت مستلزم فعالیت روانی است.این اطلاعات نسبت به اطلاعات حفظ شده بطور سطحی و بدون معانی و مفاهیم بتدریج از بین می‌روند.
حافظه کوتاه مدت که به حافظه کاری نیز معروف است و مدت زمان نگهداری اطلاعات در آن و همچنین ظرفیت آن محدود است. بر اساس داده‌های فعلی حافظه کوتاه مدت بیشتر بنیادی الکتروفیزیولوژیک دارد.

تاثیر عوامل مختلف بر جریان فیزیولوژیکی یادگیری و حافظه

گفته می‌شود حتی عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شده‌اند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک می‌شوند. یکی از این عوامل استرس است که تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. معمولا شرایط استرس‌زا مانع از آن می‌شود یادگیری کاملی اتفاق افتد و در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخله‌گر مانع بازیابی مطالب یاد گرفته می‌شود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق می‌افتد.) گفته می‌شود در حین استرس ترشح آدرنالین می‌تواند موجب تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب می‌شود، استرس می‌تواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر استرس خیلی شدید باشد یادیگیری مهار می‌شود.

خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می‌کند که با
فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتی یادگیری مطالب در حالت خوشحالی حافظه را تقویت می‌کند و شخص در چنین حالتی بهتر می‌تواند خاطرات را برای خود زنده کند. تغییرات خلق و خو نیز با ترشح برخی هورمونها و تغییرات زیست شیمیایی مرتبط بوده‌اند. حتی محرومیتهای محیطی ، قرار نگرفتن در محیطی مساعد برای شکوفایی استعدادها نیز با تغییرات زیست شیمیایی در مغز گزارش شده است. یعنی افرادی که در محیطهای دارای فقر اقتصادی ، فرهنگی و کمبود امکانات برای یادگیری زندگی می‌کنند، اغلب عملکرد یادگیری پایینتری دارند. برای این عوامل نیز تغییرات فیزیولوژیک را شناسایی کرده‌اند.
+ نوشته شده توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 17:0 |
مقدمه: مطمئنا" تاكنون برایتان پیش آمده كه شخصی بخواهد مطلب مهم و جدیدی را با شما در میان بگذارد. ولی مستقیما" شروع نكرده است. و با بیان مطالبی كه شما با آنها آشنایی دارید ذهنتان را برای شنیدن و دریافت مطلب جدید آماده كرده است. و در آن موقع حتما˝ این احساس را داشته اید چقدر درك موضوع برایتان آسانتر بوده است.
الگوی پیش سازمان دهنده نیز بر اساس چنین طرحی پایه ریزی شده است .
هدف: مهمترین هدف این الگو معنی دار كردن یادگیری است. این الگو به معلمان كمك می كند تا بتوانند مقدار زیادی اطلاعات را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد.
همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد.
مراحل اجرای الگو
1
-:ارائه. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یك پارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند.
2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود.
ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد.
3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده شود. مثلا˝ پرسش هایی كه در شروع درس از دانش آموزان درباره ی مطلب درس پیش یا سال پیش پرسیده می شود نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده استفاده شود و یا گفتن هدف های مربوط به مطلب درسی و اینكه در پایان درس از فراگیران انتظار یادگیری چه مطلبی را داریم نیز نمی توانند پیش سازمان دهنده باشند. هر چند تمام این موارد می توانند جزئی از یك ارائه خوب باشند. پیش سازمان دهده باید یك مفهوم قوی و به اعتقاد دیوید آزوبل یك داربست عقلی باشد تا افكار و عقاید بعدی بر آنها بنا گذاشته شود. پیش سازمان دهنده گان مفاهیم و اصول را به طور مستقیم به شاگردان ارائه می دهند. به عنوان مثال فرض كنید كه معلمی می خواهد درباره ی بحران انرژی در دنیا صحبت كند در این زمینه مفهوم انرژی به عنوان سازمان دهنده اصلی و مفاهیمی مثل كارایی انرژی و ذخیره انرژی می توانند به عنوان سازمان دهنده های كمكی مورد استفاده قرار گیرند
را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد.
همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد.
مراحل اجرای الگو
1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند.
2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود.
ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد.
3- استحكام ساخت شغل یدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده  

+ نوشته شده توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:20 |
مقدمه: درگذشته درباره ی خلاقیت این تصور وجود داشت كه خلاقیت امری ذاتی است و نمی توان آن را آموزش داد و خلاقیت ویژه خلق آثار بزرگ هنری است. ولی بنابر نظر «گوردون» جریان خلاقیت را می توان شرح داد و پرده از مراحل آن برداشت و خلاقیت فعالیت پوشیده و اسرارآمیز نیست. وی چنین اظهار می دارد كه خلاقیت را در فعالیت های روزانه می توان دید و می توان فعالیت های روزانه را خلاقانه كرد.
دیدگاه های حاضر نیز این امیدواری را به وجود آورده است كه می توان خلاقیت را یاد گرفت و یاد داد.
هدف: هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شكستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور كمك به افراد برای شكستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداكردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد.
مراحل اجرای الگو
1- توصیف شرایط موجود – در این مرحله، معلم از دانش آموزان می خواهد كه به توصیف و تشریح شرایط حاضر یا موجود بپردازند. در مرحله ی نخست، دانش آموزان آنچه را از شرایط می فهمند، توصیف می كنند.
2- قیاس مستقیم- در این نوع قیاس موارد ناآشنا را آشنا می كنیم.
مثال: معلم: به نظر شما تبخیر شبیه به چه چیزی است؟
دانش آموزان قیاس های مستقیم را مطرح می كنند و آنها بر روی تخته سیاه نوشته می شوند.
قیاس های مستقیم احتمالی عبارتند از:
- تبخیر شبیه یك گردباد است.
- تبخیر شبیه فرار كردن پرنده ها از قفس است.
- تبخیر شبیه بازشدن ناگهانی در نوشابه های گازدار است.
پس از آن كه فهرستی از قیاس های مستقیم آماده شد انتخابی از بهترین قیاس مستقیم صورت می گیرد.
3- قیاس شخصی- در مرحله ی قیاس شخصی، فراگیرندگان بین خود و مفهوم انتخاب شده، هم سویی و هم دلی ایجاد می كنند، خود را در درون قیاس و آن را در قالب خود شرح می دهند و احساسات و تمایلات و انگیزه های خود را بیان می دارند. برای بیان قیاس شخصی، احساس نزدیكی و یكی شدن با مفهوم، بسیار ارزشمند است و در خلاقیت شخصی، اثر زیادی دارد.
معلم: مایعی در حال تبخیر است اگر قرار باشد شما به جای مولكول های سطح مایع باشید، چه می كردید.
برخی قیاس های شخصی ارائه شده از سوی دانش آموزان عبارتند از:
- به جایی می رفتم كه كسی نزدیكم نباشد و از همه دوری می جستم.
- به بالا می رفتم و وقتی احساس تنهایی و سرما می كردم دوباره برمی گشتم.
- به هوا می رفتم و هرچه بر سرم می زدند باز هم به راه خود ادامه می دادم.
4- قیاس تعارض- در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد بر اساس توصیف های ارائه شده در قیاس شخصی مفاهیم متضاد ارائه نمایند و سپس از میان این قیاس ها بهترین را انتخاب كنند.
معلم: دو عبارت كه با هم در تضاد هستند و شما آنها را به كار برده اید انتخاب كنید.
دانش آموزان : سرد و گرم- دور و نزدیك- رانش و ربایش
5- قیاس مجدد مستقیم و شخصی- در این مرحله تعارضات مجددا˝ از طریق قیاس مستقیم و شخصی ادامه می یابد.
معلم: خود را به جای مولكول های آب كه گرم شده اند و مولكول های بخار آب كه سردشده اند بگذارید و در این مورد توضیح دهید
+ نوشته شده توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:12 |
مقدمه:
از نظر طبقه بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید،كنترل و تعمیم دانش تأكید می كند.
در فرآیند تدریس ساخت گرایی معلم و همه ی امكانات تسهیل كننده هستند و جزو خدمات آموزشی به حساب می آیند. بنابراین، در این روش، دانش آموز نقش اساسی را ایفا می كند
.
هدف: جستجوی فعالانه فراگیرندگان ازطریق فعالیت های گوناگون برای كشف راه حل ها، مفاهیم، اصول و قوانین، یكی از اهدافمهم در این روش است. داشتن روحیه ی كاوشگری برای ایجاد سؤال، طراحی، اجرا، ابداع وبه دست آوردن جواب، یكی از ویژگی های ساخت گرایی است
.
این الگوی تدریس ازپویاترین و كارآمدترین، الگوهای تدریس است كه در بسیاری از كلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است
.
مراحل اجرای الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی واجرا می شود؛ مراحل مورد نظر عبارت اند از
:
-1
درگیر گردن
Engaging
-2
كاوش
Exploration
-3
توصیف( 
 (Explanation
-4
شرح و بسط گسترش
( Elaboration)
-5
ارزشیابی ( Elaboration)
دلیل نام گذاری الگوی تدریس ساخت گرایی به الگوی 5E، آغازشدن هر مرحله با حرف E است.
برای درك بهتر این الگوی تدریس حاضر، درس حشرات ازكتاب علوم اول راهنمایی بر اساس این 5 مرحله آموزش داده می شود
.
مرحله اول: درگیر شدن این مرحله برای جلب توجه كلاس به موضوع مورد آموزش و ایجاد هیجان وانگیزش در فراگیران طراحی شده است. یك سؤال جالب، یك داستان نیمه تمام، یك عكس خوب،ارائه یك فعالیت مناسب علمی و یا ... می تواند مورد استفاده معلم قرار گیرد درآموزش درس حشرات معلم برای اجرای این مرحله می تواند در صورتی كه امكانات محیطی اجازه می دهد به افراد گروه فرصتی بدهد تا در یك مدت زمان تعیین شده در محیط اطراف خود به دنبال جمع آوری حشرات باشند. بچه هایی كه در پایان این مدت به كلاس باز می گردند هیجان زده و با انگیزه كافی آماده اند تا در ادامه كار با معلم همراه باشند. در صورتی كه چنین امكانی در اختیار نباشد معلم می تواند با پیش بینی كه از جلسه قبلا انجام می دهد از هر گروه بخواهد تا یك نوع حشره با خود به كلاس بیاورند و در غیراین صورت می تواند تصاویر جالبی از انواع مختلف حشرات را با خود به كلاس بیاورد ویا حداقل از تصاویر كتاب استفاده كند
.
مرحله دوم : كاوش در این مرحله كه مطالعه بعد از انگیزه می باشد معلم از گروه ها می خواهد تا به مشاهده ی حشرات بپردازند. دراینجا مشاهدات دانش آموزان از حشرات می تواند شامل مشاهده رفتار و اجزای ساختمان بدن حشرات باشد. همه ی گروه ها فعال و به جستجو و مطالعه مشغول هستند. ضمن اینكه ازوسایل ساده ای مانند ذره بین و ... نیز استفاده می كنند. در تمام لحظات گروه یادداشت برداری می كند. اطلاعات خود را از بدن حشره و رفتار آن یادداشت می كند
.
 
  
رفتار
ساختمان بدن
پرواز می كند.
دو شاخك دارد.
به محرك پاسخ میدهد.
......................
......................
6 پا دارد.
......................
در واقع ایجاد و تقویت هماهنگی مغز و دست در حین كسب تجربه از اهداف مهم این مرحله است. این مرحله به دانش آموزان در ایجاد یك قالب وچهارچوب فكری برای تشكیل مفاهیم جدید كمك می كند.
در این مرحله معلم نقش راهنمادارد
.
مرحله سوم: توصیف در این مرحله معلم باید رشته ی كار را به دست دانش آموزان بدهد
.
دانش آموزان برای كار و فعالیت انجام شده توضیح منطقی و مستدل ارائه می دهند و به توصیف مشاهدات می پردازند. بحث بین دانش آموزان آغاز می شود. بچه ها سعی می كنند از معلم سؤال كنند. ولی معلم پاسخ نمی دهد و تلاش می كند باتوصیف، دانش آموز به دنبال نام علمی حشره بگردد
.
شاگردان اطلاعاتی را به دستآورده اند. آنها حشرات را پیدا كرده اند، مشاهده ی دقیق انجام داده اند و مشاهدات خود را توصیف كرده اند. فقط نام های علمی را نمی دانند و معلم باید به عنوان یك راز آن را تا آخر برنامه نگه دارد
.
مرحله چهارم: شرح و بسط بچه ها خوشحال هستند وچون با انگیزه كار را شروع كرده اند اطلاعات زیادی به دست آورده اند. آنها به كتابهای مختلف، دائرة المعارف ها، نرم افزارهای كامپیوتری و ... مراجعه می كنند. معلم فقط به بچه ها راه جمع آوری اطلاعات را یاد می دهد و نشان می دهد كه چگونه میتوانند خودشان مشكلات را حل كنند. در این مرحله مثال های اضافی و موارد بیشتری درباره مفاهیم اصلی درس ارائه می گردد و از دانش آموزان خواسته می شود تا از آموخته ها و یادگیری های قبلی برای گسترش و بسط و تعمیم به دیگر مفاهیم استفاده كنند و به این ترتیب در این مرحله معلم خوشحال است كه خود حشره شناس نیست لیكن بچه ها را برای تلاش بیشتر و بررسی دقیق تر هدایت كرده است
.
مرحله پنجم: ارزشیابی ارزشیابیمستمر در طول انجام فعالیت و از مرحله اول آغاز شده است. در این مرحله برای ارزشیابی پایانی معلم می تواند از یك روش بسیار جالب استفاده كند به این صورت كه ازهر گروه بخواهد گزارش كاملی از رفتار، ساختمان و ... حشرات توصیف كنند
.
سپس گزارش را در اختیار گروه دیگر یا حتی كلاس دیگر قرار دهد تا بر اساس توصیفی كه ازحشره در گزارش شده شكل حشره را بكشند
.
مسلم است كه هر چه توصیف دقیق تر باشدنقاشی هم كامل تر است و مثلا" اگر در یك نقاشی، حشره شاخك نداشته باشد یعنی توصیف كامل نبوده است. حتی یك نوع خود ارزیابی می تواند صورت گیرد و خود گروه بر اساس معیارهای تعیین شده از سوی معلم تشخیص خواهند داد كه شكل كشیده شده تا چه حد كامل بوده است و این بستگی به انتظار معلم و نوع ارزشیابی دارد
.
به طور كلی الگوی 5E در افزایش سواد علمی در درس علوم و ریاضی و دروس دیگر كاربرد دارد و بسیار موفق بوده است
.
مثال دیگر 5E موضوع: گل علوم اول و دوم راهنمایی

مرحله اول: درگیر كردن

معلم : بچه ها امروز می خواهیم یك كارگروهی بسیار جالب و هیجان انگیز انجام دهیم. فصل بهار است و موضوع فعالیت امروز ما نیز گل ها هستند هر گروه تلاش كنید در مدت زمان 5 الی 10 دقیقه حداقل یك نمونه گل از محیط اطراف انتخاب كنیدولی از چیدن گل خودداری كنید. در صورت نبودن گل در محیط، گروه ها می توانند ازتصویر یك گل، گل مصنوعی، گل خشك و ... استفاده كنند
.)
گروه مینا: (هیجان زده) ماگل زیبایی پیدا كرده ایم
.
گروه رعنا: گل ما رنگ قشنگی دارد و بسیار خوشبو است
.
..............................................................................................
مرحله دوم: جستجوگری (كاوش)

معلم: حالا كه هر گروه گلی برای خود انتخاب كرده اند گروه ها فرصت دارند تا ساختمان، اجزا و رفتار گل هایی را كه انتخاب كرده اند بررسی كنند. می توانید از ذره بین هم برای مشاهده ی اجزای گل استفاده كنید
.
گروه مریم: منظور از مشاهده ی اجزای گل چیست؟

معلم: شما می توانید از همه ی حواس خود برای مشاهده ی اجزای گل و رفتار آن استفاده كنید و با دقت یادداشت برداری كنید.
گروه های دانش آموزی همه در نهایت كنجكاوی به جستجو برای شناخت اجزای گل ورفتار آن می پردازند
.
گروه رعنا با استفاده از كتاب جدول مقابل را تشكیل میدهند
.
 
اجزای گل
رنگ
شكل
رفتار گل
1- كاسبرگ
2-
پرچم
3- .........
4- ..........
...................
سبز
...............
..............
................
..................
برگمانند
..................
....................
..................
 ...............
................
...................
.................
..................
..............
 
نمونه جدول گروه رعنا

مرحله سوم: توصیف
معلم: گروه های دانش آموزی حالاشما به توصیف مشاهدات خود از اجزا و رفتار گل بپردازید و برای آنچه كه مشاهده كردهاید توضیح و استدلال منطقی ارائه دهید
.
گروه مینا
:
در گروه با دوستان خود بهبحث و گفتگوی می پردازند و در پایان این بحث و گفتگوی علمی آنها به خوبی می توانندقسمت های مختلف یك گل را شناسایی و رفتار گل را توصیف كنند
.
آنها فقط نام علمیگل را نمی دانند
.
معلم: گروه ها در این مرحله برای جمع آوری اطلاعات بیشتر ودقیق تر كردن بررسی خود باید به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید مراجعه كنید
.
گروه مریم: منظور شما از منابع اطلاعاتی چیست؟

معلم: مراجعه شما بهكتابخانه مدرسه، گلفروشی، باغبان، دائرة المعارف نرم افزارهای كامپیوتری و ...................... می تواند منابع اطلاعاتی شما باشند.
(
گروه ها تلاش برای جمع آوری اطلاعات و پیدا كردن نام علمی گل را شروع می كنند
.)
معلم: شما خود گل مورد نظرتان را پیدا كرده اید، آن را مشاهده كرده توصیف نموده، اطلاعات بدست آوردهاید و نام علمی گل مورد نظر خود را به دست آورده اید
.
معلم: حالا هر گروه گل انتخابی خود را به دیگر گروه ها نشان دهند و با هم تبادل تجربه در تفاوت ها و شباهتهای گل های خود بنمایید
.
گروه رعنا: شما می توانید نام گیاه این گل را به مابگویید

 
معلم: من یك گیاه شناس نیستم، شما می توانید با مراجعه به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید به نام گیاه مورد نظر دست یابید. و به این ترتیب مسائل و مشكلات خود را در زندگی نیز رفع كنید.
مرحله پنجم: ارزشیابی معلم مرحله به مرحله گروه ها را تحت نظر داشته و انتظارات خود را در دفتر یادداشت خود ثبت می كند. در مرحله چهارم ارزشیابی مستمر را به كارگروهی اختصاص می دهد
.
ارزشیابی پایانی

معلم: گروه ها توصیف خود را از گل انتخابی خود بنویسند این كار را با دقت كاملانجام دهید. زیرا برای معرفی هر یك از اجزای گل و رفتار آن نمره ی جداگانه منظور میشود
.
معلم: گروه رعنا شما گزارش گروه مینا را بگیرید و بر اساس توصیف ارائه شده در گزارش شكل گل انتخابی گروه مینا را رسم كنید. و گروه مریم شما هم گزارش گروه
.........................
معلم: هر یك از گروه ها دقت كنند نسبت به معیار تعیین شده روی تابلو نمره گروه مورد ارزیابی خود را معین كنند.
+ نوشته شده توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:9 |

هدف: هدف از اجرای الگوی تدریس بازی نقش كمك به دانش آموز است تا شخصیتی منحصر به فرد بسازد و این مهم را در قالب آن چه در مواد درسی پیش بینی شده است عملی كند. الگوی تدریس بازی نقش فرصتی را ایجاد می كند كه در آن یادگیرندگان در تحصیل موقعیت ها به صورت همیار و مشترك فعالیت كنند. به ویژه یادگیرندگان شیوه ای آزادمنشانه برای پرداختن به انواعی از واقعیت های اجتماعی را به وجود می آورند.
یاداوری می شود كه جریان بازی نقش نمونه ی زنده ای از رفتار انسان را مهیا می سازد كه به مثابه ابزاری در خدمت دانش آموزان قرار می گیرد تا آنان:
احساسات خود را بروز دهند.
از بینش خود در نگرش ها، ارزش ها و برداشت های خود سود جویند.
نگرش ها و مهارت های حل مسائل را بوجود آورده و گسترش دهند.
مواد درسی را از طریق گوناگون بررسی كنند.
مراحل اجرای الگو
مرحله ی نخست : آماده كردن گروه.
مرحله ی نخست الگوی تدریس بازی نقش دارای سه قسمت است:
1- آشناسازی دانش آموزان با مساله.
2- آماده كردن گروه با توصیف روشن مسأله با استفاده از مثال ها
3- پرسیدن سؤالاتی برای برانگیختن تفكر دانش آموزان.
مرحله ی دوم: انتخاب شركت كنندگان بازی نقش.
معلم با توجه به آمادگی كه لحاظ ذهنی در دانش آموزان ایجاد شده است- كه همه احساس می كنند مسئله، دشواری مربوط به آنهاست- سعی می كند از افراد داوطلب برای ایفای نقش هایی بهره بگیرد.
مرحله سوم: صحنه آرایی.
معلم در این مرحله تلاش می كند تا نقش هر فرد را به ایفاگری نقش بازگو كند و نحوه ی وارد شدن به كار نمایش را توضیح دهد. معلم، جایی را كه در آن زمین هموار است و امكان نشستن برای دانش آموزان وجود دارد انتخاب می كند. هر مكانی كه صاف تر است و امكان اجرای برنامه تدارك شده موجود است در اختیار بازیگران قرار می گیرد.
مرحله چهارم: آماده كردن تماشاگران.
تماشاگران الگوی تدریس بازی نقش، تماشاگرانی نیستند كه به منظور سرگرم شدن گرد هم آمده باشند، آنان برای درك اهمیت مسأله و بنا به ضرورت به تماشای بازی نقش ها می پردازند. توجیه اهمیت و ضرورت بازی نقش به عهده ی معلم است.
مرحله ی پنجم: اجرای بازی.
دراین مرحله است كه بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می كند.
مرحله ی ششم: بحث و ارزش یابی
اجرای بازی سؤالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفاگران نقش ها و تماشاگران همه سؤالاتی را طرح می كنند. براساس سؤالات طرح شده و با توجه به سؤالاتی كه معلم برای بازیگران مشخص كرده است به بحث سازمان داده می شود.
مرحله ی هفتم: اجرای دوباره ی بازی نقش.
معلم بحث و نظر ارایه شده در مرحله ی هفتم را جمع بندی می كند، بازیگران نقش ها در جریان اصلاحات نقش های ایفا شده قرار می گیرند و بازی نقش مجدد صورت می گیرد.
مرحله ی هشتم: بحث و ارزشیابی
بحث و ارزشیابی این مرحله به طور دقیق همانند بحث و ارزشیابی مرحله ی ششم است.
مرحله ی نهم: تعمیم و ارایه تجارب به موقعیت ها و كسان دیگر.
مرحله ی حاضر اهمیت بسیار زیادی در الگوی تدریس حاضر دارد- اگرچه هر كدام از مراحل حایز اهمیت ویژه اند. در این مرحله، آن چه به صورت بازی نقش و مغروض اجرا شده است، به موقعیت های مسأله دار و مشكل دار واقعی ارتباط داده می شود. هم چنین، اصول اساسی رفتارها معین می گردد

+ نوشته شده توسط سهـــراب شـکرانه نــنـــه کـران در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:2 |
 

ویژگیهای کودک در دوره پیش از دبستان
هفت سال اول زندگی کودک، یعنی سنین پیشدبستانی، پایه و اساس شخصیت او را تشکیل میدهد و اگر این دوره آن گونه که پیامبر خدا فرمودند با عطوفت و مهرورزی همدلی و همراهی، غلیان و فوران احساسات خوشایند، محبت پذیری و اقتدار عاطفی کودکان همراه باشد، قوی ترین، سالمترین و متعادلترین ستونهای تکوین شخصیت پیریزی میشود و این قبیل بچهها بیشترین آمادگی روانی و ذهنی را برای یادگیری (هفت سال دوم) مییابند و آمیزهای از محبت پذیری و آموزش پذیری، آنان را برای دوره مشورت پذیری و رایزنی با بزرگ ترها (هفت سال سوم) آماده میکند. از نظر مربیان این دوره میتواند مقدمه خوبی جهت آموزش مهارتهای ساده باشد. کنجکاوی زیاد و تقلید صریح از گفتار و کردار بزرگسالان توجه و دقت بیشتر والدین و مربیان را میطلبد. چرا که کودکان کوچکترین حرکات و رفتارهای بزرگسالان را مورد دقت قرار میدهند و به یک درک باطنی از الگوی بزرگسال خود و احساسات آنها نسبت به خود میرسند رفتارهای غیر اخلاقی و ناهنجار و یا برخوردهایی توأم با بیمهری و کم توجهی تأثیر نامطلوبی بر شخصیت کودک خواهد داشت.
وجود مقررات، برنامهها و سیستمهای انضباطی خشک که گاهی لازمه فعالیتهای آموزشی تعیین شده در مکانهای آموزشی و پرورشی میباشند و کوشش ذهنی هر چند ناچیز کودک را میطلبند، به احتمال زیاد سازش او را با محیط دچار مشکل خواهند ساخت و حالت عاطفی نامناسبی در کودک ایجاد مینمایند که در طرز تلقی وی نسبت به مرکز تعلیم وتربیت بیتأثیر نخواهد بود. بنابراین ضروری است که والدین و مربیان دلسوز در طرح برنامه
ها و شیوههای تدریس و تربیت کودک خصوصاً در این سنین ظرافت لازم را به خرج دهند و حساستر عمل نمایند. در کودکان
۶
-۵ ساله یک آرامش و تعادل نسبی در رفتار به چشم میخورد و حرکات و رفتارهای آنها نسبت به سنین پایین کاملتر شده است. آنها میتوانند کارهایی چون مسواک زدن دندان، شانه کردن مو، خرید نان و اعمالی از این دست را انجام دهند. پر تحرکی و هیجانات دوره طفولیت جای خود را به پایداری و سازگاری داده است. وقتی برای نقاشی کشیدن قلم در دست میگیرد بر خلاف چهار سالگی میداند که چه میخواهد بکشد او میتواند تصاویر ساده کتاب داستان خود را نقاشی کند و یا عکسها و تصاویر کشیده شده را رنگی نماید.
مفهوم اعداد را معمولاً تا عدد
۵ خوب درک میکنند و به ازای اشیاء خارجی اعداد را بکار میبرند. (۳ گلابی، ۴ عروسک و...) سوالات پی در پی وکنجکاوی فراوان آنها سبب شده این دوره به دوره «پرگویی» شهرت یابد زیرا کودک زبان را وسیله ارتباطی مناسبی یافته و از پرسیدن ترسی ندارد در صورتیکه کودکان بزرگسال خجالت میکشند و با مسخره همسالان از سؤال کردن ندانستهها دست میکشند. کودک پنج ساله به حدی از رشد رسیده که بتوان وظایفی را به او محول کرد که البته از پس وظایف هم برخواهد آمد به همین دلیل در بعضی از کشورها سن ورود به دبستان را پنج سالگی قرار دادهاند و معتقدند که کودک در این سن توانایی لازم جهت پذیرش تکالیف و یادگیری را دارا میباشد. در ۶ سالگی کودک برای مدت کمی سرکش و لجباز میشود و رفتاری شبیه به رفتارهای ۵/۲ سالگی خواهد داشت